رفتار و گفتار دانشجویان در جامعه ایران یکی از سنجش های خوب برای نوع واکنش جامعه به حوادث اجتماعی و سیاسی است.
زمانی که دانشگاه منفعل است می توان امتداد این انفعال را تا جامعه هم دید یا وقتی دانشگاه پرشور است، می توان این شور را در اعماق جامعه به عینیت دید. چرا دانشگاه تا این حد مهم است که نانوشته و ناخودآگاه چنین نقشی را بر عهده گرفته است؟ دانشگاه محل تجمع دو گروه از نخبگان است؛ دانشجویان به عنوان حاملان مدیریت آینده جامعه و استادان به معنای مغزهای متفکر اداره کنونی جامعه تلفیق نگاه این دو گروه و رویکردی که به جامعه نشان می دهند بسیار اثرگذار است.
دانشجویان علاوه بر این ویژگی ها به خاطر وابستگی عاطفی و اقتصادی که به خانواده دارند به طور خودکار با مرارت ها، مشکلات و مسائل مبتلابه مولکولی ترین بنیان جامعه آشنا هستند. از طرفی چون روح سرکش و پرشر و شوری دارند و به دنبال ایفای نقشی بزرگ تر از وظایف و اختیارات دانشجویی خود هستند، می کوشند در یک رفتار سیاسی و اجتماعی پیام جامعه را در یک شکل علمی و قابل قبول بازتولید و آن را فریاد کنند. مهم تر از همه نیروی مادی و معنوی که دانشجو در بطن و متن خود دارد به میزان زیادی می تواند بر جامعه اثر بگذارد.
از این رو دولت ها در سراسر دنیا برنامه های ویژه یی برای این پایگاه انسانی تدارک می بینند و سیاست های کلان خود را در این رابطه با ظرافت تعریف می کنند چون از دست رفتن سرمایه انسانی که با بازار کار فاصله چندانی ندارد، با هیچ سرمایه گذاری کلانی قابل جبران نیست. نوع رویکرد دولت در ایران ترسیم کننده نموداری از فراز و فرودهاست.
در دوران اصلاحات دانشگاه به نقش موصوف خود بسیار نزدیک شد، اما از آغاز به کار دولت نهم به خاطر سیاست انقباضی در برابر دانشگاه شاهد فاصله گرفتن دانشجویان از کارکرد طبیعی خود هستیم البته این بدان معنا نیست که سیاست های انقباضی توانسته دانشگاه را به انفعال بکشاند، برعکس دانشگاه در ایران به دلیل ظرافت هایی که دارد و با اتکا به تجربیاتی که از دوم خرداد ۷۶ به این سو در انبان خود جمع کرده به دنبال روزنه یی برای ایفای نقش اصلی خود است.
پیش بینی این است که انتخابات ریاست جمهوری آینده روزنه مناسبی است که دانشگاه با شور و هیجان به این رخداد مهم واکنش نشان دهد و البته بی فایده بودن سیاست های انقباضی را بار دیگر ثابت کند.
یادداشتی از روزنامه اعتماد


